جناب آقای ناصر داوودی دستتان درد نکند ، رفع ابهام شد.

مدیر مسئول محترم وب سایت میانج
با سلام و احترام . جناب آقای داوودی عرضی در باب کتاب آقای نائبی تقدیم کرده بودند که برای روشن شدن موضوع آن را منعکس کردید. در حواشی این کار نامی هم از بنده برده شد که اجازه دهید در نوشته ی زیر توضیح داده و از خودم دفاع کنم.

فردی با نام داوودی در وبلاگها و سایتها علیه مهندس نائبی شایعه پراکنی کرد. بدون اینکه غیر از نام خانوادگی اثری از خود (مانند نشانی ایمیل) بجا بگذارد. حال فردی به نام آقای ناصر داوودی با ارسال ایمیل به نشانی ایمیل چند وبلاگ و وب سایت میانج ادعا می کند همان کامنت گذار هست که بنابه دلائلی اینکار را انجام داده است.
گلایه ایشان از بنده به جاست. و من از آقای ناصر داوودی عذر می خواهم. همان طور که ایشان صبر نکردند تا مهندس نائبی ابهامشان را رفع کند. من هم صبر نکردم تا آلوده شدن این محیط را ببینم. در حالیکه می توانستم جلوگیری کنم و دقایقی از گشت و گذارم را در اینترنت به  خواندن کامنتهای ایشان و کامنت گذاری متقابل صرف کردم. نمی دانم شایعه پراکنی خود را چه نام می نهند ولی اقدام من را در جلوگیری از این شایعه، کودکانه می دانند! کمترین نفع اقدام من این بود که مجبور شدند با اسم و رسم جلو آمده و خود را نشان دهند و سوالات خود را بطور علنی با ارسال ایمیل بپرسند و خوشحال شدم از اینکه یک شخصیت دیگر از همشهریان عزیز علاقمند وبهای میانه را شناختیم ولی کاش این آشنایی این طور به وقوع نمی پیوست. مانند زیر :

(( در حواشی این کار آقای مختاری کارهایی ناسنجیده کردند و با رفتاری کودکانه تلاش کردند پیشتر از آن که آقای نائبی به سوال من پاسخ بدهند با ایجاد تشنج موضوع را طوری دیگری جلوه دهند.))

از ایمیلی که آقای ناصری ارسال کرده اند کاملاً هویداست که دل پری از مهندس نائبی داشته و دارند و منتظر پاسخی هم نبوده اند و فقط قصدشان آلوده کردن فضا بوده است. وگرنه نیازی به کامنت گذاری در وبهای متنوع نبود و 12 ساعت انتظار یا کمتر برای دریافت پاسخ در وبلاگ مهندس نائبی جلوی همه ی این گفت و شنودها را می گرفت تا ایشان به این بحث ادامه ندهند. بنا به دلائل زیر :

آقای داوودی : ((خواستم از طریق چند وب، این موضوع برای همه ی مردم روشن شود.))

موضوع برای خود شما روشن نبود آن وقت می خواستید برای همه روشن کنید؟ وقتی پاسخ قانع کننده ی مهندس نائبی در وبهای مختلف منتشر شد مجبور به نوشتن این ایمیل شدید.

آقای داوودی : ((بنده در وبلاگ جناب نائبی گاها با پاسخهای بسیار بدی مواجه شده ام که به کامنت گذارها داده اند))

آیا آقای نائبی با همه ی کامنت ها این طور بوده اند یا با افرادی که توهین کرده اند؟

آقای داوودی : ((کار آقای مختاری اصلا صحیح نبود. فکر نمی کنم آقای نائبی ایشان را بعنوان وکیل خصوصی شان استخدام کرده باشند.))

چطور شد؟ اینجا دارید از مهندس نائبی دفاع می کنید. مطمئن باشید خودشان هم نمی توانند مرا از این وکالت تسخیری عزل کنند.کاش در مورد همه ی فعالان فرهنگی و اجتماعی مان حساس باشیم و باشیم. شما حق دارید ناراحت باشید چون نقشه تان نقش بر آب شد.

آقای داوودی : ((گلایه ام از آقای مختاری سر جای خود محفوظ است ))

بعداً سر فرصت حسابم را می رسند. ولی نمی دانند که زرنگتر از ایشان حسابم را رسیده اند.

آقای داوودی : ((وقتی شهری در حسرت یک تمیزی مناسب له له میزند نیازی نیست به کتابی که منبع در آمد شماست هزینه و بخش مالی بدهد.))

بگوئید بودجه فعالیتهای فرهنگی و ... را حذف کنند و فقط به تمیزی برسند.

آقای داوودی : ((فکر می کنید این شهر به ظاهری مناسب و امکاناتی بیشتر نیازمندتر است یا به شناساندن فرهیختگانش؟!! ))

چرا ما را بین دو انتخاب می گذارید و می خواهید فقط یکی را انتخاب کنیم. یک گزینه هم بنویسید هردو. یک گزینه ی دیگر هم بنویسید به نام هیچکدام.

آقای داوودی : ((من در چند مجلس که بوده ام بخصوص در هیات میانه ای های تهران مکررا از این عنوان که کتاب را برای شهر میانه و ... به خاطر عزت شهر و ... نوشته اید نام برده شده است اما وقتی دیدم این عزت بهانه ای شده است تا خود را بالا بکشید و مردم را (ببخشید) ابله حساب کنید خواستم اعتراضم را شفاف بگویم . ))

گوش مهندس نائبی کشیدنی شد، اگر چنین کاری کرده باشد و بکند. یا شما به نام ایشان حساسیت پیدا کرده اید؟

آقای داوودی : ((جناب مهندس نایبی شما نیازی به این پول نداشتید! خودتان هم میدانید که کاغذ دولتی و حمایت های انتشاراتی را داشتید و از سوی دیگر می دانستید که به راحتی امکان تامین وام هست.))

شما بیشتر و دقیقتر از مهندس نائبی و خانم جعفری (مدیر انتشارات پینار) از جیبشان خبر دارید.
این وامی که گفتید کدام بانک می دهد؟ به راحتی؟ آن هم 12 میلیون که شما حدس زده اید مهندس از آقای ناصری برای انتشار کتابش کمک گرفته؟
راحتترین موسسه را من اعلام کنم. مالی اعتباری مهر
از 5 میلیون شروع می کنیم. حساب باز می کنید به مبلغ 1250000تومان(یک میلیون و دویست و پنجاه هزار تومان) یک هفته بعد درخواست وام می کنید. شما که نمی خواهید چند ماه منتظر شوید؟ دو نفر ضامن پیدا می کنید که یکی باید کارمند حقوق بگیر دولت باشد.کمتر از یک ماه از افتتاح حساب، وام 5 میلیونی تان آماده است. اما آن 1250000تومان(یک میلیون و دویست و پنجاه هزار تومان) اولیه در حسابتان می ماند تا زمانیکه اقساط 168000 تومانی تان تمام شود.130000 تومان هم بابت بیمه و کارمزد کسر می شود. ما هفته قبل به این روش وام گرفتیم. هر وامی بخواهید 25 درصد اش در حسابتان می ماند. این روش بدون سپرده هست اگر سپرده گذاری کنید برایتان ارزانتر تمام می شود. چطور هست بروید بانک رفاه ببینید چه خبر هست. چند میلیون سپرده در چند ماه تا 4 میلیون وام بگیرید. البته این ارزانتر هست به شرطی که مورد وامتان ضروری و فوری نباشد و حوصله کنید حداقل سه چهار ماه منتظر بمانید. سه چهار میلیون باید سپرده گذاری کنید که برای خیلیها مقدور نیست.

آقای داوودی : ((برایم محل سوال باقی مانده است که شما چرا برای میانه احساس وظیفه میکنید؟ آیا باز هم قصد دارید در جریانی دیگر با حمایت از ...))

چرا بزرگنمائی می کنید و نشان می دهید که با حمایت مهندس نائبی یک نفر می تواند نماینده مجلس شود! چرا نقاط ضعف رقیب را نمی گوئید که باعث شد آن یکی رای بیاورد؟ همه ی مسائل انتخابات باید به مهندس نائبی ختم شود؟ آیا شما از عوامل اجیر شده توسط مهندس نائبی برای مهم جلوه دادن ایشان هستید؟ کم کم دارد شک ام به یقین تبدیل می شود!
باعث تعجب نیست که حتی شما هم دارید مهندس نائبی را بالا و بالاتر می برید؟

آقای داوودی : ((من این کتاب را نمیخریدم و قصدی برای خریدش نداشتم اما 10 جلدی میخرم و مدفون میکنم تا امکان باز پس دهی بدهی تان!!! که گمان نکنم بدهی است برایتان فراهم گردد))

شما زرنگید. می خواهید کتابهای مهندس نائبی عتیقه و زیر خاکی شوند و بعد با قیمتهای گزاف بفروشید.

انگار تا ما هستیم و این وبها هستند باید اسم مهندس نائبی همراه انتخابات مجلس و ... بیاید امروز آقای داوودی و فردا یک نفر دیگر. همه دست به دست هم داده اند تا ایشان مهمترین و موثرترین فرد انتخابات میانه قلمداد شود. اگر این طور باشد به من هم حق بدهید تا چاپلوسیشان را بکنم بلکه چیزی هم این وسط به ما برسد.

 ولی مهندس نائبی و هیچ کس دیگر موظف به پاسخگویی به این سووالات شما نیستند. کم کم دارید پا را فراتر می گذارید. این کنکاش در زندگی خصوصی افراد هست. اول شما زندگیتان را رو کنید تا نوبت بقیه برسد، شغلتان چیست؟ در آمد ماهانه تان چند میلیون هست؟ در انتخابات کجا بودید و چکار کردید و چرا؟ اتومبیل شخصی دارید یا نه؟ چند میلیونی هست؟ از کجاها وام گرفته اید و چطور؟ به کجاها رفت و آمد می کنید؟ چند شغله هستید؟ در هیات میانه ای های تهران چکار می کردید؟ برای این ارتباط اینترنتی تان به کافی نت می روید یا مودم دارید و ... اینجا را انگشت بزنید و آنجا را هم امضا کنید. جناب داوودی خودتان را پشت پرده پنهان می کنید و بعد .... . خداوندا همه ی ما را ببخش و بیامرز.

 

سه شنبه 12 خرداد1388 : 23:18 توسط:محمدصادق نائبی
جناب آقای مختاری! با عرض سلام و احترام، متأسفانه پرسشگر دنبال پاسخ نیست و صرفاً برای خوش خدمتی به دیگران و منحرف کردن اذهان عمومی از بحث انتخابات آب را گل آلود می کند. پاسخ کوتاه بنده کافی بود ولی گویا کینه و نفرت ایشان که در لابلای مطالبشان زبانه می کشد، فروکش نمی کند. پناه می برم به خدا از دست افرادی که از چنین راههایی معیشت خود را می گذرانند. ایشان وقتی برای انجام مأموریت محوله راهی حسینیه میانه ایها شده بودند، لااقل خودشان می دانند در آن مجلس استاد بزرگوار جناب آقای مهداد مؤلف کتاب میانه دروازه آذربایجان با تمجید از کتاب مشاهیر بنده را مورد محبت قرار دادند. بنده اصلاً راضی نبودم آقای مهداد چنین مطالبی بگویند چون همیشه اصرار داشتم که مردم میانه ایشان را پدر مونوگرافی بدانند و بنده در سایه ایشان در امنیت! قرار گیرم و کاری با بنده نداشته باشند. ببینید شهر مراغه با نویسنده طنزش کریمی مراغی چه نیکو رفتار می کند ولی ... .

 وب سایت   پست الکترونیک

سه شنبه 12 خرداد1388 : 5:4 توسط:فواد
سلام
در مورد این پست من چه نظری میتونم بدم؟
موفق باشید
سلام. کاش خودتان را معرفی می کردید. یعنی میانه ای هستید یا ...
 وب سایت   پست الکترونیک

پنجشنبه 14 خرداد1388 : 1:10 توسط:ناصر داوودی
آقای مختاری من عجله ای در کارم نداشتم و میدانستم باید منتظر پاسخ آقای نایبی باشم اما کوته اندیشی شما باعث شد ناچار شوم به این روش بچه گانه شما اعتراض و تحلیل خود را بعد از پاسخ آقای نایبی در سایت میانج و در وب شما همزمان بدهم . دیگر نیازی به تحلیل شما نیست . دم خروس پیداست !!!
فقط اجازه دهید در باب طرفداری اکیدتان از آقای نائبی(که متاسفانه آتچه پیداست شما در مورد ایشان کاملا قوه عقل را کنار گذاشته و از روی احساس صحبت می کنید) مطلبی را اشاره کنم. اینکه فرموده بودید آقای نائبی فقط به توهین کننده در وبلاگشان، پاسخ مناسبی نداده اند. یاد حرفی از دکتر الهی قمشه ای افتادم که در یکی از سخنرانی هایشان می فرمودند این که شما با کسانی که با شما مودب اند، مودبانه صحبت کنید، هنر نکرده اید بلکه اگر با یک مزاحم تلفنی مودب بودید، کارتان اهمیت دارد. خواستم بگویم که کسی که خود را اهل ادب و فرهنگ و به قول خودش نویسنده میداند باید بداند که حتی با توهین کننده ها چطور صحبت کند.
من نیازی به پاسخ دادن به بقیه قسمتهای حرفتان نمی بینم. من گفتنی ها را قبلا گفته ام. و البته از جنابعالی هم خواهش می کنم که وکیلی چشم و گوش بسته نباشید. در اکثر موارد موکل ها هم اشتباه می کنند. چون در ایران زیاد مرسوم نیست شخص بی گناهی وکیل داشته باشد. حال که این وظیفه سنگین (وکالت جناب نائبی!!!) را به عهده گرفته اید، سعی کنید وکیل منصفی باشید چون مردم زیادی دادستان این دادگاهند.
سلام. شما فردی را که برای میانه فعالیت می کند دادگاهی می کنید و در دادگاه فرمایشی تان قبل از تفهیم اتهام هم محکوم می کنید تا دیگر کسی جرات نکند کاری انجام دهد.

پنجشنبه 14 خرداد1388 : 22:58 توسط:همشهری
آقای ناصر داوودی چند گرفتی تا بحث انتخاباتی را عوض کنید؟ خودتون رو هم بکشید احمدی نژاد رای نمیاره.