من از سر رنجم میگویم-ناصر داوودي

منبع : ایمیل دریافتی


مدیر مسئول محترم وب سایت میانج
با سلام و احترام . عرضی در باب کتاب آقای نائبی تقدیم کرده بودم که برای روشن شدن موضوع آن را منعکس کردید و آقای نائبی هم پاسخ دادند. در حواشی این کار آقای مختاری کارهایی ناسنجیده کردند و با رفتاری کودکانه تلاش کردند پیشتر از آن که آقای نائبی به سوال من پاسخ بدهند با ایجاد تشنج موضوع را طوری دیگری جلوه دهند. اگر بنده به ارسال این کامنت در چند وبلاگ اقدام کردم بخاطر این بود که الان این شائبه و موضوع در میان بسیاری از مردم مطرح است و خواستم از طریق چند وب، این موضوع برای همه ی مردم روشن شود. ضمنا بنده در وبلاگ جناب نائبی گاها با پاسخهای بسیار بدی مواجه شده ام که به کامنت گذارها داده اند که از یک فرد به اصطلاح فرهنگی کاملا بعید است. از این رو بخاطر چنین رفتار غیرمودبانه شان، حاضر به ارسال کامنت به وبلاگ خودشان نبودم.(هرچند که در سیزین کی هم پاسخی نه چندان شایسته از ایشان دیده ایم) اما کار آقای مختاری اصلا صحیح نبود. فکر نمی کنم آقای نائبی ایشان را بعنوان وکیل خصوصی شان استخدام کرده باشند. من به دل نخواهم گرفت اما تقاضا خواهم کرد پاسخم را عینا منعکس بفرمایید.

گلایه ام از آقای مختاری سر جای خود محفوظ است ولی بنا به خواست ایشان که چرا از خود آقای نائبی جواب نخواستم(که علت در بالا ذکر شد) این پاسخ را به میل خود آقای نائبی هم ارسال می کنم تا در وبلاگشان درج کنند واگر پاسخی هست از طریق همان وب اعلام بفرمایند.

اما در پاسخ آقای نائبی اشاره شده به اینکه شورای شهر تامین مالی نکرده است!

من عضو شورای شهر نیستم اما به آنها رای داده ام . عرض میکنم آقای نائبی اگر آنها چنین کاری را می کردند من شهروند حق داشتم شاکی باشم. چرا که وقتی شهری در حسرت یک تمیزی مناسب له له میزند نیازی نیست به کتابی که منبع در آمد شماست هزینه و بخش مالی بدهد. فکر می کنید این شهر به ظاهری مناسب و امکاناتی بیشتر نیازمندتر است یا به شناساندن فرهیختگانش؟!! سابقه هم نداشته در شهرداری به چنین مسائلی پولی تخصیص یابد. من خودم بواسطه کارم آگاه به این مسائلم و اطلاعاتم دقیق و کافی است .

آقای نائبی شما خود مدعی شده اید که کار مهندسی را سالی و بیشتر بلکه رها کرده اید و به گرد آوری مطالب پرداخته اید! همین تایید میکند شکم، نان میخواهد و جان توان. آقای نائبی خوش نیست پس با منت بفرمایید که برای میانه چنین کردید و چنان کردید. شما اگر از نان خود گذشتید شهید حمید جعفری و میانجی و ترکمانی و رضائی و .. در خون غلتیدند. من کار فرهنگی شما را می ستایم اما عرض میکنم آیا کار شما بالاتر از ایثار جان آنان بود؟ من در چند مجلس که بوده ام بخصوص در هیات میانه ای های تهران مکررا از این عنوان که کتاب را برای شهر میانه و ... به خاطر عزت شهر و ... نوشته اید نام برده شده است اما وقتی دیدم این عزت بهانه ای شده است تا خود را بالا بکشید و مردم را (ببخشید) ابله حساب کنید خواستم اعتراضم را شفاف بگویم .

جناب مهندس نایبی شما نیازی به این پول نداشتید! خودتان هم میدانید که کاغذ دولتی و حمایت های انتشاراتی را داشتید و از سوی دیگر می دانستید که به راحتی امکان تامین وام هست. نمیگویم چرا به سراغ غیر رفتید این را خود دانید. شاید خواسته باشید نامی دیگر از سر ارادت به کتابتان بیافزایید من کاری با آن نام که از سر هاشمی بلند شده است ندارم .

اما اینکه کی اقدام کردید و چرا بعد از اینکه در ستاد هاشمی برای او سینه می زدید محل سوال است. همینطور  برایم محل سوال باقی مانده است که شما چرا برای میانه احساس وظیفه میکنید؟ آیا باز هم قصد دارید در جریانی دیگر با حمایت از هاشمی به او فرصت دهید تا کسی دیگر را برای بخششی دیگر به شما کاندیدا کند؟ نکند چنین باشد؟

هر چه باشد با این کارتان آنچه را که داشتید در نزد مردم از دست دادید. باور کنید من از سر رنجم میگویم شما در حق خود ظلم کردید میتوانستید آقای خود بمانید اما از روزی که این موضوع را در تهران شنیدم انگارم که دست بر کمری در دربار امیری هستید که جز به تکریم وی مامور نباشید.

در کتاب دیگر تان کاش همین مطلب را صفحه اولش قرار دهید تا یادتان نرود تا در آخرین برگ کتاب به کسانی که با رانت و حقوق ملت به نوایی رسیده اند رو نکنید و بدانید اگر دست به مردم شهر می گشودید بهتر از این بود که به آقای هاشمی و رعیت اش ناصری رو بیندازید .

من این کتاب را نمیخریدم و قصدی برای خریدش نداشتم اما 10 جلدی میخرم و مدفون میکنم تا امکان باز پس دهی بدهی تان!!! که گمان نکنم بدهی است برایتان فراهم گردد .  
------------------------------------------------------------------------

سه شنبه 12 خرداد1388 ساعت: 16:2 توسط:احمدی {در وبلاگ سیزین کی}
برای رسیدن به یک جامعه مدنی راه بسیار طولانی است . تا زمانی که در این مسیر نپیماییم همیشه بحرانهایی ما را تهدید خواهد کرد . روزی سیاست غلط ما و روزی دیگر کاری که کردیم و دیگران را خوش نیامد.... هریک به نوعی ما را آزار خواهد داد . شاید بهتر آن بود که در این وادی اداره ارشاد اسلامی میانه به عنوان حامی وارد میشد . جایی که برای این کار ساخته شده است . به هیچ عنوان به فردیت آقای نایبی ایرادی در این باب وارد نیست آن چیزی که از مطلب نویسنده بر می آید همان کراهت اتصال به نماینده است . در این باب یک بار اقای نائبی در میانا پیکس به صراحت گفته بودند که هر کس در تعیین خط مشی خود و در سیاست خویش آزاد است و وی نیز چنان صلاح دیده و چنان نیز کردند . چرا باید توضیح اضافه نیاز باشد ( مطلب به همین مضمون بود ) . حرف ایشان نیز درست بود . هر کس آزاد است و در این وادی بر کسی نمیتوان حکماَ موردی را اجبار کرد .
میگویم شورای شهر میتوانست به جای کادوهایی که به مناسبات مختلف میبخشد و هبه هایی که میدهد هزینه نه فقط نائبی بلکه رستمی و میانجی و ... دیگرانی را هر سال حداقل 1 نفر را می پرداخت و کمک انتشاراتی میشد . این شورا در بعد فرهنگ کارنامه ای سیاه تر از زغال دارد . چه انتظاری از آنان .