مقاله ای از همشهری محترم آقای دکترحمید بهلولی
پنجره سیاست به سوی عدالت
مقاله ای از همشهری محترم آقای دکترحمید بهلولی در موضوع انتخابات ریاست جمهوری

پنجره سیاست به سوی عدالت
قلم - دکترحمید بهلولی در یادداشتی به سایت قلم، به تحلیل فرصتهای ایجاد شده از پنجره سیاست طی دورههای سیاسی گذشته پرداخت.
به گزارش قلم نیوز، در این مقاله آمده است:
در مسیر حیات تاریخی جوامع بنا بر تاثیر عوامل و متغیر های فراوان اجتماعی، سیاسی و اقتصادی پنجره های فرصتی باز میشوند که در دیسیپلین سیاستگزاری عمومی (1) به پنجره سیاست(2) معروفند. پنجره سیاست پنجره فرصتی است که امکان عملی کردن سیاست را به دولت و جامعه میدهد و البته باز و بسته شدن ان خود تابع قوانین و اصولی است که شناخت آن قدم اول در مسیر درست استفاده از فرصتهاست. جان کینگدان (3) در توضیح این اصول تاکید بر سرعت استفاده از پنجره دارد چرا که در صورت عدم استفاده بسته شدن پنجره سیاست را حتمی میداند(4). و موکدا بر اینکه هیچ پنجرهای بیدلیل باز نمیشود و نیز باز نمیماند، تاکید میکند.
بنا بر نظر پیتر جان (5) عواملی که باعث باز شدن پنجره فرصت میشوند گاه قابل پیش بینی نیستند یا امکان پیش بینی آنها فراهم نمیشود مانند حوادث طبیعی یا اجتماعی و سیاسی و گاه چون سیر منحنیهای سیاست و ترفندهای اجتماعی عواملی قابل پیشبینیاند. به هر حال آنچه مهم است دانستن این نکته است که در هنگامی که پنجره سیاست باز میشود، باید سیاست مهندسی شدهای در سوپ سیاست یعنی در مخزن سیاستهای بالقوه حضور داشته و آماده گذار به دستور کار باشد. اگر جز این باشد معمولا یکی از چند حالت محتمل ذیل میتواند اتفاق بیفتد.
الف) در فقدان سیاست آماده و مناسب پنجره سیاست بسته میشود و فرصت از دست میرود.
ب ) در مهلت کوتاهی که پنجره سیاست باز است سیاست دیگری که برای منظور و هدف دیگری در سوپ سیاست قرار گرفته بوده است و برای هدف جاری مناسب نیست وارد دستور کار میشود.
ج) یک سیاست تعجیلی و فی البداهه که آثار و تبعات آن ناشناخته است ساخته شده و به دستور کار وارد میشود.
معمولا ترکیبهای مختلف از گزینههای بالا میتواند تابلو انتخابهای سیاستگزاری در ایران معاصر را ترسیم کند. نتیجه حاصل میتواند عدم استفاده یا استفاده غلط یا تعلل در استفاده از پنجره فرصتهایی که گاه تحت تاثیر تقاطع یا تداخل عوامل و متغیرهای مختلف باز میشوند، باشد. چه بسیار چنین پنجره فرصتهایی قبل از آنکه سیاستمداران توانمندی استفاده از آنها را ایجاد کرده باشند یا امکان استفاده از آنها را پیدا نمایند، بسته میشوند و شاید دیگر هیچگاه گشوده نگردند.
در سالهای اول انقلاب بنا به دخالت مجموعهای از عوامل پیچیده از جمله بهم خوردن ساز و کار و هاراکی قبلی قدرت و تعمیق گرایشات ناسیونالیستی- اگالیتاریانیستی در بین نخبگان و گسترش آموزههای قدسی-معنوی- انسانی در حوزه عمومی چنین پنجرههای سیاستی به سرعت برای بسیاری از حوزههای توسعه ملی و خصوصا عدالت اجتماعی در ایران گشوده شدند. برای بعضی از حوزههای اجتماعی - تکنیکی که خواسته و نخواسته محل تجمع افراد صاحب صلاحیت و باهوش و علاقهمندی شده بود که با درایت توانسته بودند سیاست درستی را فرموله کنند یا حتی سیاست موروثی قابل قبولی- که در نظام سیاسی سابق پنجره فرصت برای ورود پیدا نکرده بوده است- را از سیستم ایمنی انقلاب بگذرانند و در سوپ سیاست قرار دهند این فرصتها کارساز شد. طراحی و اجرای نظام بهداشتی درمانی روستایی ایران در چنین فضایی و در زمان دولت میر حسین موسوی که نگاه و گفتمان غالب آن گفتمان اگالیتاریانیستی با هدف بسط عدالت اجتماعی بود امکان پیادهسازی و موفقیت یافت و در نتیجه با توجه به تابلو جمعیتی عصری کشور که دو سوم آنرا جمعیت روستایی تشکیل میداد با ارتقای سریع شاخصهای بهداشتی قسمت بزرگی از اهداف اولیه بهداشتی کشور به نتیجه رسید و جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از پیشگامان ارائه خدمات اولیه بهداشتی (6) در جهان مطرح گردید و البته از این گذر مشروعیت کارآمدی (7) نظام سیاسی تازه تاسیس اسلامی فزونی یافت. با اتمام زمان دولت موسوی این پنجره فرصت نیز با همان سرعتی که باز شده بود بسته شد و نظام ارائه خدمات اولیه سلامتی نیز در همان حالت کودکی و روستایی خود باقی ماند و تقریبا نه تنها هیچگاه نتوانست بهصورت سیستماتیک و برنامه ریزی شده به اهداف مرحله بعدی که گسترش در حوزههای شهری بود نایل شود بلکه امکان سازگاری خود با تغییرات محیط روستا را هم از دست داد. در دولت بعدی پنجره فرصت برای پزشکی بیمارستانی ارتودوکس با رویکرد ایجاد خدمات درمانی پیشرفته (8) باز شد و تمامی توجهات سیاستگزاران به جای بسط عدالت در سلامت ظاهرا به رشد خدمات بیمارستانی و خودمختار کردن بیمارستانها بر مبنای ساز و کار بازار و وارد کردن تکنولوژیهای گران قیمت معطوف شد لاکن به خاطر دلایل متعددی که- بحث آن موجود لاکن ارائه آن از حوصله این نوشتار بیرون است- در عالم واقع نتیجهای جز خودمختاری و تسلط پزشکان سهامدار در بخش خصوصی بر سیاستگزاری و مدیریت حوزه سلامت نداشت و نتیجه چه خوب و چه بد آن شد که الان هست.
یکی دیگر از مثالهایی که میتواند اهمیت استفاده از پنجره فرصت یا پنجره سیاست را نشان دهد، موقعیت ایران در بعد از بازپسگیری خرمشهر از متجاوزین در جنگ ایران و عراق بود. جدا از مباحث ارزشی و کارشناسی پیرامون موضوع تاکید این مثال تنها معطوف به پنجره فرصتی است که باز پسگیری خرمشهر برای نظام سیاسی ایران ایجاد کرد. نحوه مواجهه با این پنجره سیاست / فرصت توسط سیاستمداران و فرماندهان صاحب رای بود که منجر به دستاوردها و پیامدهای بعدی گردید.
پنجره فرصت دیگری که بالقوه میتوانست دستاوردهای زیادی را برای نظام سیاسی ایران در حوزه توسعه ملی و روابط بینالملل ایجاد کند، ریاست جمهوری آقای خاتمی بود ولی وقتی این پنجره باز شد، اصلاح طلبان که امکان چنین پیروزی را حداقل در چنان مدت کوتاهی متصور نمیدیدند، در شوک پیروزی فرو رفته بودند و در عالم تئوری و عمل سیاستهای پخته مهندسی شدهای برای عبور از این پنجره سیاست وجود نداشت. آنچه طی ماهها و حتی سالهای بعد موجود گردید تنها پیش-سیاستهای اولیه اندکی در حوزه روابط بینالملل بود که نه نتیجه کار کارشناسی تیم روابط بینالملل رییس جمهور محسوب میگردید و نه نتیجه و حاصل کار کارشناسی حزبی که به صورت پلت فورم آماده شده باشد.(9) بلکه در واقع مجموعهای از مفاهیم فاخر و ارزشمندی بودند که توسط گفتمان شخصی خود آقای خاتمی تحت عنوان گفتوگوی تمدنها و حاشیههای پیرامون آن در حال ایجادبود و متاسفانه بسیاری از آنها موقعی شکل سیاست به خود گرفتند که از پنجره فرصت خاتمی به دلایل داخل و خارج گفتمانی جز سایهای کمرنگ چیزی باقی نمانده بود لذا سیاستهایی هم اگر حاصل آمد، اکثرا امکان حضور در دستور کار و اجرایی شدن را نیافتند.
با این اشاره کوتاه باید نتیجه گرفت که از طرفی سیاستمداران، سیاستگزاران و مدیران ارشد کشور نیازمند شناخت ماهیت و مکانیزم کار پنجره سیاست و متغیرهای موثر در آنند. عوامل و متغیرهای متعددی که از منشا زمینهای متفاوت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، علمی، فرهنگی، نظامی و بینالملل نشات میگیرند میتوانند در باز شدن و بستهشدن پنجره سیاست نقشی به فراخور بازی کنند. از طرف دیگر کشور نیازمند داشتن احزاب و نهادهای مدنی واقعی با ایدئولوژیهای سیاسی شفاف و اعلام شده است تا امکان تعمیق در مفاهیم کشورداری و تجربه عملی سیاستسازی برای مردم و سیاستگزاری برای نخبگان فراهم گردد و مانیفستها و پلتفورمها و سیاستهای قابل فهم با قابلیت عملی شدن و ارزیابی شدن در سوپ سیاست و در برابر رای مردم گذاشته شود تا در صورت پیروزی پیش - سیاستهای آمادهای برای ورود به مراحل نهادی فرایند سیاستگزاری و عبور به موقع از پنجره فرصت فراهم گردد.
آمدن امروز میرحسین موسوی میتواند پنجره فرصت جدیدی باشد برای عبور سیاستهای مدبرانهای که ارتقای عدالت و انتظام حقوق شهروندی را توامان با ایجاد بستری از امید و اعتماد ملی هدف گرفته باشد. مانیفست زیست مسلمانی ایشان میتواند سند بالا دست - اگر چه اولیهای - برای بیدار کردن همت ملی در ساختن پلاتفورمهای توسعهای در کشور باشد که اولین اثر آن کاهش ضریب بیثباتی پنهان در فرایند توسعه کشور است. آمدن میرحسین فرصتی است در ایجاد دولتی که اگر چه انتظار میرود همه منابع را در ریشه کنی فقر اقتصادی بسیج کند لاکن امید میرود تا تعریف فقر را تنها در فقر اقتصادی خلاصه نکند بلکه ریشه کنی فقر عدالت، فقر حقوق، فقر آزادی، فقر دانایی و فقر فرهنگی را که موجب محرومیت اجتماعی(11) انسانها میگردد (12) را نیز در زمره ریشهکنی فقر بداند و بشناسد و از طرف دیگر حیطه آزادی را نیز در دایره آزادی بیان خلاصه نبیند که آزادی شهروندان در دسترسی به عدالت (13) و صدا(14) و فرصتهای برابر (15) را نیز پاس بدارد و در راه نجات کشور از بیعدالتی و بسط آزادیهای مشروع فردی- اجتماعی و ملی به مردی و اخلاق بکوشد.
نکته جالب آنکه مطالعات اخیر در حوزه برنامهریزی توسعه سیاستگزاران و دولتها را از تکیه صرف بر شاخصهای اقتصادی سنتی و تک بعدی چون میانگینها و متوسط نرخ درامد سرانه بر حسب درآمد ناخالص ملی در سیاستگزاری توسعه برحذر میدارد و در قدم اول وارد کردن سیاستهای ضد تبعیض و محرومیتزدایی و بهره وری از منابع را لازم دانسته و در نهایت اثر مولفههای اجتماعی فرهنگی و سیاسی از جمله مشارکت بهتر و وسیعتر مردم در حیات سیاسی کشور و داشتن دولتی کارامد و انسانی را در سرنوشت برنامههای توسعه غیرقابل چشم پوشی میداند(16). رویکرد اخیر سازمانهای بینالمللی - که اغلب با فاصله زمانی رویکرد کارشناسان ملی برنامهریزی در کشورهای فقیر را شکل میدهد - در توجه و تاکید براثر متغیر های تعیین کننده اجتماعی (17) در توسعه سلامت، آموزش و رفاه اجتماعی در همین راستا قابل ارزیابی است.
در پایان اجازه میخواهم تاکید کنم که امروز انتخاب موسوی به عنوان رییسجمهور میتواند پنجره فرصتی را در مقابل چشمان نخبگان و مردم و حتی دنیای منتظر بگشاید که اگر این فرصت خوب درک و برنامهریزی و مدیریت شود میتواند همزمان موجب گشوده شدن فرصتهایی بیبدیل در حوزه روابط بینالملل به روی ایران باشد. ریاستجمهوری میرحسین موسوی با به خدمت گرفتن تجربه سترگ سی ساله گذشته مدیریت کشور به همراه همه کامکاریها و ناکامیهای آن و با تکیه بر خرد جمعی میتواند یکبار دیگر قسمتی از پنجره فرصت بزرگی را که انقلاب به هزینه زیاد و با ایجاد نوعی مکانیسم نقطهگذاری تعادل قبلی(18)، توانسته بود باز کند را مجددا باز نماید و نقش عنصر "عقل و تدبیر و جامع نگری و کفایت" را در حوزه مدیریت عمومی کشور پررنگتر نماید البته اگر بتواند از دامهای فرا راه که نتیجه فقر و فساد و رانت و بی عدالتی و تضاد نامتوازن از طرفی و صف وانتظارات گروههای فشار و منافع قدیم و جدید از طرف دیگر است بدرایت و بدون تعارفات معمول گرفتار کننده بگذرد. البته کار سختی است که انجام ان نیازمند داشتن فلسفه سیاسی شفاف و معقول و برنامهای علمی و عملی برای حوزههای توسعه ای کشور و دروازه هایی گشوده به روی همه آحاد ملت است. امروز ایران نیازمند دولت آشتی ملی است با سیاستهایی که قوام از اعتدال و دانش یافته و با پرهیز از خودی و غیرخودی دیدن قاطبه ملت(19) موجب ایجاد مشارکت اجتماعی اثر بخش و وسیع در ابعاد ملی از جمله مشارکت نخبگان در سیاستگزاری و هدایت توسعه کشور با نهادینه کردن یک سیستم اجماع (20) گردد.
اگر چه ظرفیت ایجاد چنین دولتی به دوش همه ملت خواهد بود اما پاسخگویی آن با سیاستمدارانی خواهد بود که با ایجاد موازنه مناسب بین مسوولیت- اختیار و پاسخگویی سبد اعتماد و رای ملت را به دوش خواهند کشید. برای ایجاد چنین دولتی عزم ملی لازم است و برای ایجاد چنین عزمی میبایست به ایجاد و افزایش اعتماد ملی (21)همت گماشت و مردم را از روزهای اول در تدبیر و مدیریت انتخابات و دولت به صورت خودجوش ولی سازماندهی شده مشارکت داد تا بتوان قدم در راه ایجاد نوعی حاکمیت مشارکتی (22) که با حکومت عوامانه عوامگرایانه پوپولیستی تفاوت ماهوی دارد گذاشت. در این راستا میبایست استراتزیهای تغییر قدم به قدم را با تفهیم افکار عمومی و گروههای مرجع در راستای ایجاد اجماع بیشتر و تضاد کمتر به کار بست و به این نکته کلیدی توجه کرد که یافتن نقطه ارتباط دینامیک سنت و تغییر از اولویت اساسی در سیاستگزاری تحول و توسعه قرار دارد و اگر چه "اقدام در ایجاد تحول و تغییر بدون توجه به سنتهای رایج و احساسات و رفتار مردم میتواند منجر به شکست گردد ولی باید به این نکته دقت کرد که سازگاری تمام عیار با محیط نیز به معنی انصراف از ایجاد تحول و دگرگونی است(23). و البته این نکته باریکی است که دقت در تلفیق عاقلانه و عالمانه و متعهدانه اصول زیست مسلمانی با پرنسیبهای زندگی در جهان حاضر را گریز ناپذیر میکند و گرنه شرایط آویزان امروز جامعه ما که پای در سنتها و سر در تجدد دارد ادامه خواهد داشت و زمان حیاتی لازم برای توسعه در نوسان پاندولی بین پاره فرهنگهای سنت و تجدد در کشور پیش از پیش از دست خواهد رفت. در پایان امیدوارم که آمدن موسوی فرصت باز کردن پنجرهای را بدهد که حاصل آن ارائه سیاستهایی بر مبنای عقل و تدبیر و شواهد و در راستای حفظ و ارتقای منافع ملی مردم ایران و توسعه ایران عزیز باشد.
References
Baldock, J., N. P. Manning, et al. (2007). Social policy. Oxford, Oxford University Press.
Caiden, N. and A. B. Wildavsky (1980). Planning and budgeting in poor countries. New York, Transaction Publishers,U.S.;.
John, P. (2000). Analysing public policy. London, Continuum.
Kingdon, J. W. (2003). Agendas, alternatives, and public policies. New York ; London, Longman.
Wildavsky, A. B. and N. Caiden (2001). The new politics of the budgetary process. New York, London, Addison Wesley/Longman.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1- Public Policy
2-Policy Window
3- Kingdon 2003
4- ‘the policy window is open for only a while, and then it closes' (p.94). ...the windows often close as rapidly as they open' (p.174).
5- John 2000)
6- Primary health care (PHC)
7- Functional legitimacy
8- Excellent medicine
9- اصولا هیچ گاه در ایران احزاب و گروههای سیاسی دارای پلت فورم برای کشور داری و اداره و توسعه کشور نبوده اند و متاسفانه هنوز هم این ضعف ملی جبران نشده یا فضای جبران ان ایجاد نشده است.
10- مراجعه به اسیب شناسی جریان اصلاحات: سرمایه اجتماعی و تضاد غیر متوازن -از اینجانب- روزنامه شرق تاریخ1384. 05 .06
11- Social exclusion
12- Baldock, Manning et al. 2007
13- Social justice
14- Voice ability
15- Equal opportunity
16- Caiden and Wildavsky 1980; Wildavsky and Caiden 2001
17- Social determinants
18- Punctuated Equilibrium
19- Dividing the society
20- Consensus system
21- Trust building
22- Participatory governance
23- Caiden and Wildavsky 1980, p. 25